ترانه و ترنمترانه و ترنم، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

ترنم یک ترانه از باغ آشتی زندگیمان

تغذیه بارداری

تو این دوران که مهمترین مسئله تغذیه هست ذائقه و تغذیه و اشتهام بهم ریخته . این روزها منوی غذاییمون به خاطر شما دوتا سوگلی محدود شده یه وقتهایی نمی دونم چی بپزم و چی بخورم اصلا هم هوس چیزی نمی کنم . تو منوی غذاییمون از گوشت و مرغ و ماهی و شیرینیجات نباید خبری باشه . منی که تا قبل از این تا بوی کباب میومد هلاک می شدم الان حالم بهم می خوره اصلا نمی خوام بهش فکر کنم چه برسه به اینکه ببینم یا بخوام بخورم . یکی از دقدقه های این روزهام این شده که چی بپزم چی بخورم بعضی روزها ساعتها به این مسئله فکر می کنم. بابایی هم خسته شده از اینکه تنوع غذاییمون کم شده بعضی غذاهای گوشتی رو هم مجبورم بدون گوشت بپزم . شما دوتا وروجک مامانی هر چی د...
15 مرداد 1393

خداحافظی سخت اما شیرین !!!!!!

روزهای شیرین دونفره شما هم به خاطره ها پیوستید، نمی دونم چرا بعد 7 سال اینقدر برام سخته که روزهای دونفرمون داره تموم میشه میدونم 4 نفرم که بشیم زندگیمون یه تغییرو تحول اساسی می کنه .درذهنم نمی گنجه چطور بعضی زوجهای جوان سریع یا یکی دوساله بچه دار می شن مطمئنا تو ذهن بعضیها هم نمی گنجه که چرا ما دیر دلمون بچه خواست .البته من و همسیری هرچه قدر فکر می کنیم اصلا دیر نیست چون حس میکنیم خیلی زود گذشت و خوشحالم از اینکه کلی خاطرات دو نفره داریم .اینجا مشخص می شه که افراد خیلی متفاوت به زندگی فکر می کنن. دلم براتون خیلی تنگ میشه روزهای شیرین دونفره     ...
10 مرداد 1393

سه ماهگی

این روزها حالم اینقدر بده و نمی تونم هیچ کاری انجام بدم حاضر نیستم یک شی کوچیک رو تو خونه جابه جا کنم ،چون تهوع دارم و بی حالم غذا هم هوس نمی کنم و نمی تونم بپزم به همین خاطر مامانی زحمت می کشه و هر روز غذا میاره کارهای خونه رو هم میان انجام میدن کل خانواده در گیرن بسیج شدن میان و میرن و کمک می کنن. منی که قبلا دایما تو اینترنت بودم صبح تا ازخواب پا میشدم سریع لب تاپ رو روشن می کردم یه چند ساعتی کار می کردم یهو یادم میفتاد که بلههههههههههه باید چیزی بخورم خیلی گرسنه شدم ، چند وقتی هست لب تاپ رو روشن نکردم ، از همه عجیب تر نه وب گردی می کنم نه با گوشیم کار می کنم ، اینقدر بی حوصله ام که گاهی وقتها جواب تلفن رو هم نمیدم . کلا شما دوتا ور...
10 مرداد 1393

بی حوصلگی

این روزها تهوع ،معده درد، گلاب به روتون …………. کلافم کرده اصلا حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم هیچ کار مفیدی هم انجام نمیدم البته با دارو کمی حالم بهتر میشه سوگلی های من شاید ناراحت بشید ولی یه وقتهایی می گم کاش بتونم استعفا بدم . ...
10 مرداد 1393

بزرگترین نعمت زندگی من

خدا رو خیلی خیلی شکر می کنم که شماها رو به من داد اونم از نوع دوقلو و از نوع دوقلو های نادر که همسان باشن نت رو زیر رو رو کردم تا ببینم چه اتفاقی افتاده که شما ها دوقلو اونم از نوع همسانش شدید. روی هم رفته به این نتیجه رسیدم که به نژاد، وراثت، سن و تعداد زايمان ارتباطي ندارد اگه به هیچ کدوم از اینها ارتباط نداره می تونه به خواست و اراده  خدای مهربون ربط داشته باشه خدایا شکرت یه خاطز این نعمت بزرگی که دادی.ممنونتم   ...
12 تير 1393

فکر بکر فرشته های عاقل من

یکی نیست بگه اخه بیکار بودید ازهول تون دوتایی رفتید تو یه کیسه آب بابا فکرمن بیچاره روهم می کردید دیگه خیلی باید مواظبتون باشم .با این کارتون منو  بابایی رو خونه نشین کردید خونه نشینی برای ما که زیاد بیرون می رفتیم خیلی سخته  بابایی هم کلی کلافه شده که با هم نمی تونیم بریم بگردیم حتی یه مهمونی کوچیک هم نمی تونیم بریم احتمالا هم دیگه رو خیلی دوست داشتید که با هم رفتید تو یه کیسه و از یه جفت تغذیه می کنیدخدا کنه بعد دنیا اومدن هم باهم خیلی خوب و صمیمی باشید . ولی اینو بگم یه فکر بکر کردید که دوتا شدید چون من و بابایی از اونهایی نبودیم که به این راحتی تصمیم بگیریم که یه بار دیگه بچه دار شیم راستش کار ما رو راحت کردید با...
12 تير 1393