ترانه و ترنمترانه و ترنم، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

ترنم یک ترانه از باغ آشتی زندگیمان

چهارماهگی

1394/2/15 15:19
نویسنده : مادرپرنسس ها
130 بازدید
اشتراک گذاری

13فروردین تا 13 اردیبهشت

امسال بهترین بهارزندگیم بودکه باشما دو عزیز این سال جدید را آغاز کردم شما تا پنجم –ششم عید خیلی خوب بودید که یکدفعه تا اواخر فروردین نق زدید و بهانه گرفتید دل درد و گوش درد داشتید ماهم عید را اکثرا خانه ماندیم شبها من و بابایی بیدار بودیم و روزها گیج و منگ .سیزده به در راهم در خانه بسر بردیم .خلاصه که عید امسال خیلی خیلی خسته شدیم وسخت گذشت.

خیلی دوست دارید با شما صحبت بشه من هم بعضی وقتها یک ساعت یک ریز با شما صحبت می کنم اونقدر که دیگه فکم در می کنه .

 شما هم کلی حال می کنید و می خندید بعضی وقتها که غش می کنید از خنده جالب اینجاست که کمی صدا دار هم می خندید .خنده هاتان دیوانه کننده شده

تکان خوردنهای شماخیلی بیشتر از ماه قبل شده دستهایتهان را بالا آورده نگاه می کنید .

بعضی وقتها شما را کنار هم می گذارم شما هم به یکدیگر زل می زنید و نگاه می کنید .یکبار یادمه نی نی ترنم گریه می کرد و جیغ بنفش می کشید نی نی ترانه هم نگاهش می کرد و می خندید.البته برعکسش هم صادقه

تقریبا از25 فروردین به بعد هم خودتون و هم ما از دست دل درد هاتون راحت شدیم و خدا رو شکر خوابتان هم خیلی خوب شده

شما تازه یادتان افتاده صورتتان را چنگ بندازید و ما در سه ماهگی مجبور شدیم دستکش دستتان کنیم و این خیلی خنده دار به نظر می رسد چون همه نی نی ها همون ماه اول خودشون رو چنگ می ندازن

خانمهای دیگه کلی خرج بوتاکس می کنن صورتشون صاف بشه خانمهای خونه ما صورتشونو چنگ می زنن

برای واکسن از مادربزرگ خواستم کمک کنه که گفت نمی تونه میخواد بره اعتکاف، منم گفتم اگه بمونه بیشتر از اعتکاف ثواب میبره قبول نکرد و گفت نه باید بره و هر چیزی جای خود داره غمگین

ما هم شال و کلاه کردیم و رفتیم خونه مامانی خندونک تا کمک کنه ، چون دست تنها واقعا نمیشه خیلی سخته دو تا بچه مریض و تب دار ،خدای نکرده یک لحظه حواسمون پرت بشه زبونم لال ممکنه بچه تشنج کنه 

این ماه واکسن 4 ماهگی رو هم زدید کاش واکسن رو می شد نزنیم خداروشکر نی نی ترنم حالش نسبتا خوب بود

اما نی نی ترانه طفل معصوم الهی براش بمیرم خیلی تب کردتقریبا 4 روز تب داشت تا خوب بشه جونم به لبم رسید . دستمال و خیس می کردم می گذاشتم رو سرش دستمال داغ داغ بود دایما با تب سنج تبش رو اندازه می گرفتم یه شب خیلی ترسیدم و با بابایی رفتیم اورژانس بیمارستان و گفتم الان 4 روز از واکسن ترانه می گذره ولی هنوز تب داره گفت اشکال نداره بعضی بچه ها زیاد تب می کنن عادیه و بچه هایی که بیشتر تب می کنن بدنشون بیشتر پاد تن تولید می کنه و بدنشون در مقابل بیماری مقاومتر میشه 

خیالم راحت شد و اومدیم خونه 

برای خنده های ترانه جون عزیز دلم خیلی تنگ شده غمگین

تصمیم گرفتم از این سری یکی یکی برم برای واکسن زدن

ازهمین الان نگران واکسن 6ماهگی تون هستم .خدا کنه راحت باشه

طاقت ندارم دخترکم اذیت بشه  

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)